الفيض الكاشاني
124
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بپردازد ، زيرا نقل همهء رهنمودهاى شرع براى همهء مردم غير ممكن است ، و اشتغال به وعظ كسى كه از موعظه بىنياز مىباشد تضييع اوقات است . اگر بگويى : چنانچه واعظ براى جمعيّتى سخن مىگويد ، يا كسى از او پرسش مىكند كه باطن حال او را نمىداند تا او را موعظه كند در اين صورت چه كارى بايد بكند ؟ پاسخ اين است كه بدانى راه او اين است كه در اين هنگام به چيزى وى را موعظه كند كه عموم مردم يا اكثر آنها بدان نياز دارند ؛ علوم شرعى به منزلهء غذا و دارو مىباشند ؛ غذا براى همهء مردم و دارو براى بيماران است . نمونهء اين نوع موعظه گفتار لقمان به فرزند خويش است كه : اى فرزند ! باز انوهايت به عالمان زحمت ده و همنشين آنها باش ، با آنها مجادله مكن تا تو را دشمن بدارند ، از دنيا كفاف خود برگير ، و زيادى درآمد خود را براى آخرت هزينه كن ، همهء دنيا را ترك مكن تا مستمند شوى و زحمتى بر دوش مردم باشى ، به گونهاى روزه بدار كه روزه شهوتت را بشكند نه آن كه به نمازت زيان رساند ، زيرا نماز از روزه برتر است ، با بىخردان منشين و با شخص دو روى معاشرت مكن . و نيز به فرزندش گفته است : اى فرزند ! بدون شگفتى خنده مكن و بدون نياز گام برمدار ، از آنچه به تو مربوط نيست مپرس ، مال خود را ضايع مكن تا مال ديگرى را اصلاح كنى ، چه مال توان است كه از پيش مىفرستى ، و آنچه را باقى مىگذارى مال ديگران است . اى فرزند ! كسى كه رحم مىكند به او رحم مىشود ، و كسى كه خاموشى مىگزيند سالم مىماند ، و آن كه سخن نيك گويد سود مىبرد ، و كسى كه سخن بد گويد گناه مىكند و آن كه زبان خود را در اختيار ندارد پشيمان مىشود . مردى به ابى حازم گفت : به من وصيّتى كن ، گفت : هر چه را در حال فرا رسيدن مرگ غنيمت مىشمارى آن را انجام ده ، و آنچه را در وقت فرا رسيدن مرگ مصيبت مىدانى از آن دورى گزين . موسى ( ع ) به خضر گفت : مرا وصيّتى كن : پاسخ داد : خندان باش وحشتناك مباش ؛ سود رساننده باش و زيان رساننده مباش ؛ لجاجت مكن بىحاجت گام برمدار ؛ بى تعجّب مخند ، گنهكاران را به گناهانشان سرزنش مكن ، و بر گناه خود گريه كن اى پسر عمران . مردى به محمّد بن كرّام گفت : مرا وصيّتى كن ، گفت : در راه رضاى خالق خود به اندازهاى بكوش كه براى رضاى نفس خود مىكوشى .